آرسن مرد شجاع و قهرمان ما

عکسهای 27ماهگی ات

1393/11/14 13:22
نویسنده : khale farnaz
1,182 بازدید
اشتراک گذاری

آرسن من یه ماه دیگه قد کشیده و 27ماهگی اش رو سپری کرده و حسابی بزرگ شد ، خاله هم با کلی عکس و حرفهای تازه از رفتارهای توی این یه ماه اومدهماچقلب

 

 حالا بریم سراغ رفتارهای این ماهت البته تا جایی که یادم موندهچشمک

 

ماشالله اینروزها اونقدر شیطون شدی هر لحظه مارو با کارهات غافلگیر میکنی مثلا بابایی از سر کار اومده سلام کردی بعد به مامان سولی گفتی مامان پاشو واسه بابا کیک بیار خودشم با یه حالتی گفتی یعنی عجله کنهتعجبگفتی مامانی بابایی خسته هست تعجبمامان سولی میگه با بابایی گرفتیم خوردیمتزبانیکی دیگه از حرفهای تعجب برانگیزت (از اونجایی که بابایی یه کوجلو شکمو هستشزبان) مشغول خوردن عصرونه بوده ،به ترکی برگشتی گفتی ؛(نَه خبردی گاینین پاتادی )چه خبرته شکمت ترکید خلاصه باعث شدی مامانی و بابایی هم تعحب کنن که از کجا این حرفهارو میگی هم کلی بخندن خوشمزهخنده

 

رفتیم بیرون خرید خانوم فروشنده از تو خوشش اومد تو هم سلام کردی و رفتی بغلش بهت گفت کفشهات خیلی قشنگه به من میدی یهویی دیدیم کفشهات رو در میاری به خانومه بدی الهی خاله فدای مهربونیت بشهقلببغل

 

  کتاب داستانت رو آوردی میگی خاله داستان توضیح بدم ، شیفته این توضیح دادنتم با یه لحنی هم میگی توضیح بدم که میخواستم  همون لحظه قورتت بدم ،بعدش منم میگم باشهمژه بعد دونه به دونه تصاویر رو توضیح میدی ' میگی دست بزن یعنی تشویق کنتشویق  خاله قربون اون هوشت بره که همه جوره تشویقت میکنه مرد بزرگی بشی قلب

 

آننه جون بهت ته دیگ داده خوشت اومده ته دیگ هارو میخوری برگشتی میگی به به من گازماخ دوست دارمخوشمزه هَمده اُوش دانِه ته دیگ میخورمخنده

 

حرف زدنت خیلی با نمکه تلفیقی حرف میزنی فارسی ترکی انگلیسی هر کدوم که راحته تو جمله اونو استفاده میکنی چشمکآرام

 

وقتی محبتت فوران میکنه میپری بغلمون و تا جایی که میتونی فشار میدی تو آغوشت و بوسه بارون میکنی اونم از نوع بوسه های آبکیماچماچماچ

 

یه روز که با خاله شادی تو اتاق بودیم دیدیم یه هویی یه صدا میاد از تو سالن صدا میکنی خاله خالهابروبرگشتی میگی من شادی جان رو دوست دارم من فری جان رو دوست دارم ماچمحبت

 

میخواستیم بریم بیرون قبل سوار شدن به ماشین دکمه پالتوی خاله شادی رو خراب کردی و خاله از دستت ناراحت شد مسیر راه رو خاله که باهات حرف نمیزد تو هم دنبال یه چیزی میگشتی تا خاله باهات بحرفه برگشتی ساختمون مخابرات رو نشون دادی میگی اینجا خیلی قشنگه منو ببرین اونجا دوست دارم ساختمون هم در به داغون، کجاش قشنگ بود خدا میدونهزبانسوال گرفتم حسابی بوسیدم که چقدر باهوشی برا توجه خاله و آشتی داری به هر دری میزدی بعد که پیاده  شدیم تو با مامان سولی از پشت سر خاله شادی میومدی طی یه رفلکس دست مامانی رو ول کردی رفتی کنار خاله شادی و گفتی شادی جان عزیز منهچشمک و دستشو گرفتی و گفتی ببخش و اینگونه شد آشتی کردینقلب

 

تا یه نی نی همسن و سال خودت میبینی فوری میری سمتش و بغل میکنی اگه خوراکی داشته باشی تعارف میکنی و تا نی نی نخوره ول کن نیستی از بس که مهربونی هر کی تو  دو ست اشنا فامیل این رفتارت رو میبینه میگه به خاله هاش رفته اون لحظه ما ها پروانه ای میشیم خخخخراضیخندونک

 

یه روز صبح از خواب بیدار شدی رفتی سراغ لباسهای بیرونت گفتی به مامان سولی تو آرایش بزن  من لباس بپوشم بریم پارک؛ خاله فدات بشهماچ 

 

علاقه ات به عکاسی زیاد شده میبینی اسباب بازیهات رو چیدی و طرح میدی بعد دوربین رو بدو بد میاری و میگی عکس بگیرمقلب

 

یه روز مامان سولی دوش میگرفته تو هم مشغول بازی با اسباب بازی هات بودی که مامان سولی متوجه نمیشه و در قفل میشه ازپشت و مامانی تورو صدا میزنه میایی و مامان میگه میتونی در رو وا کنی؟ اما مامان سولی میگفت امید نداشتم چون ارتفاع قفل زیاد بود و پیش خودم میگفتم قدش نمیرسه و در کمال ناباوری و نا امیدی مامان سولی ،شما پسمل باهوش پات رو گذاشتی  رو سکوی کناری و پریدی با قدرت تمام قفل رو به پایین فشار دادی و در رو وا کردیتعجب

بعد که آننه جون و دایی سیا خونتون اومد بوده صحنه رو دوباره تکرار کردی و بردی کارهایی رو که برا باز کردن قفل انجام دادی رو نشونشون دادی نیشخند

 

توی خونتون و خونه آننه جون یه سری قوانین هست که باید اونارو رعایت کنی مثل  آسیب  نرسوندن به وسایل خونه و اسباب بازی هات ،داد نزدن ،..... وقتی هر کدوم از اینارو انجام میدی برا تنبیه ات چون سنت دو  سال هستش به مدت دو دقیقه باید تو محل تنبیه قرار بگیری دیگه خودت اشتباه میکنی متوجه میشی میگی برم تنبیه میری و میشینی تو محل تنبیه قیافه مظلومانه میگیریناراحت و بعد تموم شدن مدت تنبیه معذرت خواهی میکنی بغلکه از اون صحنه ها عکس ندارم اگه بازم موردی پیش اومد که نیاز به تنبیه داشت عکس میگیرم تا بزرگ شدی ببینی قیافت چه شکلی میشه اون لحظه

 

 حالا بریم سراغ عکسهای ماهگردت

 

هدیه جشنواره مون که به  انتخاب هئیت داوران نی نی وبلاگ نفر ششم شدیم رسید  ؛جا داره از همینجا یه بار دیگه از عوامل نی نی وبلاگ تشکر کنم قلب

 

1

 

 

کیک ماهگردت که مامان سولی زحمت کشیده تیرامیسو درست کرد ؛دست گلش درد نکنه تشویق

 

2

 

هورااااااااااااا آرسنم شده 27 ماهه بوس

 

3

 

 

اول دل و دماغ به قول خودت تبلد گرفتن رو نداشتی (قیافه رو تورو خدا کاملا تابلو دلش نمیخواد خخخخخخستهچشمکخنده

 

4

 

تو عالم خودت غرق بودی زیبا

 

5

 

بعدش انگار یادت افتاد کیک هست ،ناخنک زدن به کیک هست تغییر نظر دادی زبان

 

6

 

و شروع مراحل فوت کردن راضی

 

7

 

شمع کیک برات کافی نیومده تقاضای شمع اضافی کردی و با روشن خاموش کردن اون مشغولی آرام

 

8

 

این عکسها بیانگر ماجراهای آرسن موقع عکس گرفتن از تبلدشه گیج

 

9

 

حمله ور شدی به قول خودت به بستنی های کیک خوشمزه

 

00

 

 

و در انتها بوسه فرستادن و ختم تبلد با گفتن کلمه بابایس یعنی خاله خسته شدم تمومش کن زبانبای بای

 

11

 

موقع گرفتن ماهگردت آننه جون نبود تا آننه اومد پریدی بغلش گفتی خاله ها (کاله ها )تبلد گرفتن ،خوشم میاد همه چی رو گزارش میکنی خنده

 

و در ادمه عکسهای این ماهت

 

تولد دایی سیامک بود و دایی مارو مهمون کرده بود برای شام ،چون جای تاریخی بود برا منم فرصتی شد که کلی عکس بگیرمچشمک و محیط اونجا برا شما آقای شیطون و کنجکاو خیلی عالی بود و باعث شد کلی بهت خوش بگذره ،تو راه برگشت هی میگفتی دایی بازم تبلد بگیریم خنده (در ضمن مامان سولی پرسیده بود آرسن جون برا تولد دایی سیا چی بگیریم گفته بودی کیک بگیریم بگیم تبلدت مبارک خندونک)فدای اون هدیه قشنگت

 

جا داره بازم تولد تک داداشی گلم رو تبریک بگم ایشالله 120 ساله بشی داداش مهربونم ،سایه ات ایشالله همیشه بالای سرمون باشه و به همه آرزوهای قشنگت برسی بوسبغل

 

12

 

13

 

14

 

15

 

16

 

17

 

18

 

19

 

20

 

21

 

22

 

23

 

24

 

66

 

25

 

27

 

28

 

29

 

30

 

31

 

32

 

33

 

وقتی رفته بودیم بیرون عاشق یه دختر کوچلو شده بودی دستشو گرفته بودی ول نمیکردی اسم دخمل ناز نادیا بود که تو بهش میگفتی آنگـِلا بعد میگفتی خاله عکس بگیر و زست میگرفتی چشمک شب موقع خوابیدن به مامان سولی گفتی مامانی آنگلا لاک داشت اونم رنگی بود ،صبح مامان سولی زنگید گفت نادیا لاک داشت گفتم نمیدونم بعد تو عکسها دیدم آره ،دیگه از خنده روده بر شدیم که تا این حد به لاکهای دختر مردم هم توجه میکنی خنده

 

34

 

35

 

چند وقت پیش رفته بودیم خونه دوست خوونوادگیمون از شانس خوبت ماشین و آدم آهنی داشتن و پارسا جون هم خونشون مهمون اومد و تو هم کلی شیطونی کردی بهت حسابی خوش گذشت

 

36

 

39

 

40

 

اینجا هم دوربین الهه جون رو برداشتی که عکس میخوایی بگیری و اینجا مثلا عکس میگیری خنده

 

41

 

اینجا آماده شدی بریم بیرون ،منو تو طبق معمول از همه زودتر اماده شدیم تو راه پله منتظریم بقیه بیان منم برا اینکه سرگرمت کنم گفتم وایستی عکس بگیرم که تو فکر فراری شاکی

 

42

 

اینجا رفتیم بیرون و طبق معمول همه جا مشغول آب خوردن هستی اینارو تو وبلاگت میذارم در آینده ببینی چقدر عاشق آب بودی

 

43

 

44

 

45

 

اینم نقاشیت که تقدیم دایی سیامک کردی ،جالبش اینجاست رفتی تو اتاق خلوت کردی کشیدی آوردی به دایی میگی برات توپ کشیدم ،خاله فدای توپت کشیدنت بشه بغل

 

46

 

اینم شکار لحظه توسط خاله شادی توی صبح گاه (خیلی دوست دارم این دو تا عکس رو )بوسبوسبوس

 

47

 

پسندها (9)
نظرات (21) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
شادی
20 بهمن 93 3:12
به بهههههههههههه.27ماهگییه اقا ارسن خوشتیپ مبارک باشه.دستتون درد نکنه .مامان سولی و خاله جون با سلیقه.خیلی دوستون دارم.این رستوران که رفتید چقدر قشنگ و رویاییه.تولد اقا سیامک هم تبریک می گم فرناز جون.همیشه شاد باشید عشقمید.بووووووووووووووووووووووس
soli
پاسخ
قربونت بشم شادی جون مهربونمشما بیشترعشقی عزیزم بووووووووووس واسه شهراد جونم
مامان زهرا
20 بهمن 93 18:20
وای چه عکسهای قشنگی 27 ماهگیت مبارک عزیز دلم
soli
پاسخ
ممنون عزیزم
مــــن
21 بهمن 93 22:24
____________$$$$$ ___$$_________$$$ __$$$$_______$$$___$$$$$ _$$$$$$_____$$$___$$$$$$$ $$$_$$$$___$$$__$$$$____$ $____$$$$_$$$$_$$$ _______$$-$$$$$-$$----$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$ __$$$__$$$$$$$$$$$$________$ _$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$ $___$$$$___$$__$$$$___$$$ ____$$$_____$$___$$$____$$ ____$$______$$$___$$$____$ ____$$_______$$____$$$ ____$________$$$____$$ ____ _________$$$____$ _____________$$$ _____________$$$ ____________ $$$ ____________$$$ ___________$$$ _________$$$$$ ________$$$$$ سلام دوست من - آپ کردم و منتظر توام
عاطی مامان elaaaaa
22 بهمن 93 1:03
ارسن جون 27 ماهگیت مبارک دست مامان و خاله ها درد نکنه فرناز جونم اون جای قشنگ کجاست رفتین چه باصفاست عزیزم ادرس بده ما هم یه سر بریم ارسن رو ببوس دلمون برات تنگیده عزیزم خوشحالم که دوستی مثل تو رو دارم
soli
پاسخ
قربونت عاطفه جوووونم.گلم میام میگم.منم خیلی خوشحالم که دوست مهربون و خوش قلبی مثل تو دارم
با خانوادت در فروشگاه بانوان دیدن کن
22 بهمن 93 14:20
سلام مدیر کوچولو وبلاگ قشنگی داری ... از خدا می خوام که همیشه بلا رو از تو دور کنه ... من می خوام سه تا از بهترین فروشگاه های اینترنتی با کالاها و محصولات اصل (اوریجنال) رو که سه تاشون هم قابل اعتماد و مطمئن و هم جنس های شیک و بروزدنیا رو دارن ، برات معرفی کنم تا در اینترنت گول سایتهای کلاهبردار رو نخوری عزیزم. قشنگ دست مامان و بابا رو بگیر و بیا تو این فروشگاه ها یه چرخی بزن ... فروشگاه اول :سایت فروشگاهی ( وُمن شاپ ) محصولات و زیورآلات لوکس و شیک زنان ایرونی حتما با خانوادت یه سر بزن و از اسباب بازی هاش وجنس های دیگرش دیدن کن ... http://woman.dayanshop.com/ فروشگاه دوم : سایت فروشگاهی پکیج های آموزشی و درآمدی برای اعضای خانوادت در منزل هست http://woman.bitasell.ir/ فروشگاه سوم با قابلیت نظردهی : وبلاگ فروشگاهی نیازهای شخصی و خانوادگی http://pnbshop.blogfa.com/ باتشکر
مامان صدرا
24 بهمن 93 23:06
´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶¶´ ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶ ´´´´´´´´´´´¶¶¶¶ فرناز جونم سلام هرروز میام وبهتون سر میزنم ولی فرصت نمیکنم کامنت بزارم این و فرستادم تا بدونی که همیشه به فکر شما وارسن نازم هستم روی ماه ارسن وببوس
soli
پاسخ
قربونت دوست گلم.میدونم عزیزم چون واقعا فرصت نمیشه من خودم به زور وقت پیدا میکنم تا به همه ی دوستان کامنت بزارم.بازم ممنون از لطفت
مامان سویل و آراز
25 بهمن 93 22:04
سلام دوست گلم ولنتاین مبارک ماهگرد ارسن جون مبارک تولد دایی سیامک مبارک مقام ششم نینی وبلاگ هم مبارک ببخشید که خیلی وقته بهتون سر نزذم دلم براتون تنگ شده بود چرا وایبر نمیای چند بار سراغتو از عاطفه گرفتم اگه دوست داشتی بیا همه دوستامون هستن ارسن جونو ببوس
nasim
27 بهمن 93 10:29
27 ماهگيت مبارك عزيز دلم تولد دايي سيامك هم مبارك ماشالا چقد شيرين زبون شده فرناز جون ...نگاش كن چجوري زل زده به كباب معلومه خيلي دوس داره قربون اون قيافه مظلومانت موقع تنبيه شدن برم ولي پسملي ما هم از اين تنبيها داره ها گاهي لازمه ديگه
soli
پاسخ
مرسی خاله ی مهربون
ناهید
29 بهمن 93 9:57
27 ماهگی آرسن جون مبارک از طرف من این پسر خوشگل مهربونه رو کلی ببوس فرناز جون مثل همیشه عکسا عالی ، کیک عالی ، تولد عالی ، کلا همیشه شما عالی هستین دوست جون خوشگلم تولد دایی سیامک هم مبارک ایشالا همیشه سالم و شاد کنار هم باشین و جمعتون جمع باشه . این رستورانی هم که رفتین خیلی قشنگو سنتی بود عالی یکه یک . کارای آرسنم خیلی باحاله ها هر وقت متنو میخونم کلی میخندم از حرفاش و کاراش .
soli
پاسخ
مرسی ناهیدعزیزمفدااااای مهربونیت
مامان آیهان
29 بهمن 93 19:18
آرسن جونم 27 ماهگیت مبارکککککک عزیزممممم. دست مامان جون وخاله های مهربونتم درد نکنه. ببخشید من یه مدت نبودم بهتون سرمیزدم ولی نمیشد نظربذارم.
soli
پاسخ
دوست گلم خوشحالم که برگشتین خیلی دلمون براتون و آیهان جون تنگ شده بود منتظر پستهاتون هستیم