آرسن مرد شجاع و قهرمان ما

عکسهای 26ماهگی ات

برا شروع این پست دنبال یه واژه خوب میگشتم همینجوری تو فکر بودم با خودم گفتم چه واژه قشنگتر و زیباتر از خود آرسن میتونه باشه،آرسنی که شده دنیای ما و همینطور که قد میکشه با شیرین زیبونیهاش بهترین حس ها رو به ما میده ; احساس خوب  وقتیکه منو خاله شادی نشسته باشیم بیایی خودت رو بین ما جا بدی بگی من بیام بشینم پیش شما با اون لحن شیرینت بعد دستای کوچلوت رو بندازی گردن خاله ها به ترکی بگی مَنده عَکسَ باخیم (منم به عکس نگاه کنم) یا آننه جون بگه آرسن کیمین بالاسیدی ؟؟ برگردی بگی آننه سینین بالاسیدی یا توی تلفن دلبری کنی برا خاله ها بگی شادی جان ،ناناس جان میـام میـام میخویمت ها یا برا دایی سیامک شعر درست کنی بگ...
27 دی 1393

سومین شب یلدای آرسن جون

                   یلدا مبارک   عزیز دلم سال 1393 و سومین یلدای ما به شیرینیه شیرین بودن تو سپری شد و یه خاطره دیگه توی صفحه زندگیمون رقم بست . مخصوصا امسال که شیطون شدی و بلبل زبونی میکنی   موقع چیدن میز به همه چی سرک کشیدی و به خوراکی ها واویلا دادی و ناخنک زدی   ماجراهایی داشتیم باهات موقع عکس گرفتن چون همه چی مال تو بود (منیمدی) و مشغول خوردن بودی و عکس گرفتن رو سخت میکرد   و بالخره یکی دیگه از مراحل سخت عکاسی رو سپری کردیم  (واقعا خدا به داد منو خاله شادی برسه) چون  غیر قابل ...
8 دی 1393

جشن 4سالگی نی نی وبلاگ

هوراااااااااااااا نی نی وبلاگمون 4 ساله شد   عزیز دلم از یه ماه پیش خاله شادی بهم گفت که تولد نی نی وبلاگ نزدیکه و به عنوان یادگاری برات یه جشن کوچیک بگیریم و منم یه تم کوچلو آماده کردم و البته تصمیم داشتم اونروز بذارم که اومدم دیدم اتفاقا جشنواره هم هست و خیلی خوشحال شدم چون این اولین جشنواره  میشه که شرکت میکنی و واقعا یه یادگاری به یاد موندنی میشه برات   اما یه تشکر ویژه از مدیران و دست اندرکاران نی نی وبلاگ که سایت به این زیبایی رو طراحی کردن و باعث شدن ما لحظه لحظه خاطرات با تو بودنمون رو ثبت کنیم و کلی دوستهای خوب از شهرهای مختلف پیدا کنیم ،دوست هایی که همیشه دلشون با ماست و جویای حالمون هست...
3 دی 1393

عکسهای 25 ماهگی ات

سلام عسل خاله ،قبل از همه تا یادم نرفته میخوام از همه دوستای گلمون تشکر کنم بابت پیامهای قشنگشون راجع به تولدت و تعریفهاشون از جشن تولدت که باعث دلگرمی و خوشحالیمون شدن، فدای تک تکتون که به ما خیلی لطف دارین   بعد بریم سراغ اتفاقهای این چند روزه و دلیل دیر آپ کردنمون متاسفانه از سرماخوردگیهای ویروسی گرفتی و بستری شدی و کلی نگرانت شدیم که هنوزم تداعیش باعث ناراحتیمون میشه چون واقعا خیلی درد داشتی و هیچی تو معده ات نمیموند و تب 40 درجه که خیلی نگرانمون میکرد و به هیچ عنوان پایین نمیومد دکتر رفتن های پی در پی جواب نمیداد و مجبور شدن ببرنت بیمارستان و منو خاله شادی تا خود صبح کلی گریه کردیم و دعا خوندیم تا اینکه مامان سولی ز...
21 آذر 1393

2 سال با آرسن جون

                                      درست دو سال پیش بود که خدا تو همچین روزی تو ،فرشته مهربون رو برامون هدیه کرد و با زمینی شدنت خوشحالی و شادی نصیبمون شد الهی شکر به خاطر این لطف بزرگ   دوسال در کنار تو روزهای شیرین و پر از خاطره خیلی زود سپری شدن و ما هنوز توی حیرت که انگار دیروز بود ،داشتیم لحظه شماری میکردیم برای به دنیا اومدنت . آخ که چه روز شیرین و به یاد موندنی بود همه مون هیجان خاصی داشتیم و تنها چیزی که از خدا میخواستیم سلامتی تو و مامان سولی بود ،اونجا پشت اتاق عمل ان...
9 آبان 1393

وبلاگمون 2 ساله شد

                                 هورراااااااااااااااا وبلاگمون 2 ساله شد   عزیز دل خاله یه سال دیگه از ثبت خاطرات برگ برگ صفحات زندگیت گذشت ،خاطراتی که برا تو حکم بزرگ شدن رو داشت برا ما شور و اشتیاق و آرامش و عشق                      خدارو هزاران مزتبه شکر به خاطر اینهمه لطف و مهربونیش ،که لحظه لحظه هامون رو با وجود تو شیرین تر کرد   ...
30 مهر 1393

عکسهای 23 ماهگی ات

آرسنکم خاله با تاخیر اومده البته تقصیر ندارم هر وقت میخوام آپ کنم یه اتفاقی میفته و من میمونم و کلی مطلب جا مونده آخه خاله نمیدونی اینروزا سرم خیلی شلوغه ایشالله این ماهم بگذره سرم خلوت میشه و زود زود میام از تو و کارهات مینویسم   حالا بریم سراغ رفتارهای اینروزات   عزیز خاله هر کارتونی رو میبینی دوست داری اونارو انجام بدی و اسباب بازی هایی که تو کارتون هست و تو داری رو بیاری یه روزی مامان سولی داشته با تلفن میحرفیده یه هویی میبینه رفتی چکش آوردی مامانی گفته آرسن چکش رو میخوایی چیکار گویا بابای کایو نجاری میکرده تو هم رفتی چکش آوردی بعد یه بار هم پیچگوشتی آوردی باخودت که ماشینهات رو تعمیر کنی ،یه روز هم د...
25 مهر 1393

عکسهای 22ماهگی ات

آبنبات  خاله 22 ماهه شدی خاله قربون اون قد و بالات بره که هر روز بزرگتر میشی دنیای منی وروجکم وقتی بزرگ شدی اینارو خوندی بدون که خاله هر سطرش رو با عشق برات نوشته بدون که دنیای مایی عسلم   بازم طبق معمول قبل اینکه بریم سراغ عکسها یه چند  تا از کارهای اینروزهات بگم   بیشتر کلمات رو یاد گرفتی بهتره بگم طوطی شدی هر کی یه حرفی میزنه پشت سرش تکرار میکنی و دل همه رو میبری با بلبل زبونی هات ،بعدش  برا خودت تکرار میکنی تا تو ذهنت بمونه ،حالا اونایی که تو ذهنمه مینویسم لوبیا:لوبلا /شکر:سـِکَر/چـَشم :چـَش/مرسی :میسی/سیب:دیب/فـِلفل:فـِفـِل/سلام :اَلام /دمپایی:تامپام بعضی کلمات رو هم ...
15 شهريور 1393

عکسهای 21 ماهگی ات

هوررررررررررررررا آرسن کوچلوی ما 21 ماهه شده و خاله بازم با کلی عکس اومده   اما قبل از همه چی اول از حال و احوالات اینروزات بگم که حسابی بلبل زبون و شیطون شدی   مثلا هر کاری که دایی سیامک میکنه تو هم از روش کپی برمیداری وقتی میخواییم بریم جایی فوری میری اتو رو با خودت میاری و شروع میکنی به اتو کردن لباسهات منتهی یادت میره که به پریز وصل کنی اما برا ما همون اندازه کافیه که پسر با سلیقه ای هستی ،خاله فدات بشه   تا میخوایی تلویزیون ببینی کنترل رو میاری میگی babalar(بَـبـَلـَر) اینو ترکی میگی یعنی بزنم کارتون ببینی مخصوصا کارتون جان توی yumurcak tv که عاشقشی ، بعدش بساط خودت رو میاری یا...
19 مرداد 1393